اقتصاد خوان
تقدیم به آنان که می اندیشند

 

گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: دولت ترکیه میزبان حمد بن عیسی آل خلیفه پادشاه جلاد بحرین بوده است.

گفت: به آمریکا هم که اجازه داده در خاک ترکیه سپر موشکی مستقر کند.
گفتم: به مخالفان سوریه که آشکارا تحت حمایت اسرائیل و آمریکا و اروپا و عربستان سعودی قرار دارند هم کمک می رساند.

گفت: ولی از سوی دیگر سفیر اسرائیل را اخراج کرده است! معلوم نیست ترکیه کدام طرفی است؟!
گفتم: دانش آموزی شلوارش را پشت رو پوشیده بود. مادرش گفت؛ بالاخره من نفهمیدم که تو رفتنی هستی یا اومدنی؟!

 

به نقل از سایت www.labkhand.porsemani.ir

نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠ توسط اچ اس | پيام ها ()

الان که این مطلب رو می زنم روز فردای شب قدره.....

ذهنم از اولین شب قدر درگیر این مساله بود که چرا ما نسبت به خدا خوش خیالیم و نه خوش بین. حتما تفاوت این دو رو با هم خوب میدونینتعجب خوش خیالی وقتیه که ما می ترسیم به چیزی فکر کنیم مبادا که اتفاق بیافته و اتفاقا همون مسائل رخ میده ( قابل توجه دوستان اهل مجموعه راز یا همون سکرت) اما خوش بین مسائل رو مثل دیدن هر دو قسمت نیمه پر و خالی لیوان با هم می بینه و براش اتفاقات خوب هم می افته، بگذریم

مساله این جاست که ما یکسال تموم با برنامه ریزی گناه می کنیم، یعنی معمولا مشخصه که کجای کارمون اشتباهه و حالا یا در برخورد با مشکلمون سهل انگاریم و یا اشتباه را پذیرفته به صورت مدام تکرار می کنیم( توبه بر لب سبحه بر کف دل پر از شوق گناه     معصیت را خنده می آید ز استغفار ما) و یا اینکه اصلا صورت مساله رو تغییر میدیم مثل اینکه به عنوان مثال به خودمون میگیم این کار که اصلا گناه نیستناراحت. حالا شب قدر به جای برنامه ریزی منطقی برای برون رفت از این وضعیت نا هنجار( که گناه در بطن خودش واقعا ناهنجاره) می خوایم یه شب با توی کله زدن خودمون اااااصصصصللللاح بشیمتعجبخندهمتفکر

البته من خودم دو شب از شبای قدرو مسجد جامع بازار بودما، فکر نکنین ما دل نداریم اما نکته اصلی همینی هست که به نظرم رسید، توبه واقعی انجام نمیشه و تا توبه واقعی نشه سودی نداره مثل بچه ای که هر چی پیراهن تمیز و اتو کشیده مامانش میده میره سر بازی به باد میده، حالا شما جای من یا نه اصلا جای همون پسر بچه، چیکار می کنید؟ هی زور می زنین لباس تمیز بگیرین یا اینکه نه دنبال راه حل می گردین؟ البته شاید بگین این دو مقوله چه ربطی به هم داره ولی به نظرم بی ارتباط نیست! تو جامعه ما هر چند مراسم های مختلفی برای تزکیه نفس در جال برگزاریه اما چون به مااز وقتی مدرسه میریم نمیگن چطور زندگی کن( به غیر از مهد کودک ها) و فقط میگن درس بخون طبیعیه که طرف تضاد درونی پیدا می کنه( مثل خیل عظیم جوونایی که هم رابطه دوست دختر پسری رو لازم میدونن هم هیئت امام حسینو واجب) اما در نهایت به دلیل منطقی برای ترک گناهانشون نمی رسن و نتیجه چی میشه؟ بعد ماه مبارک جرم و جنایت دوباره به حالت سابق بر می گرده و یا به مرور زمان بیشتر هم میشه!!!وقت تمام

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٠ توسط اچ اس | پيام ها ()

علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل کردند که: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:

در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما، مادر یکی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت کرد.

این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏کرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند.

هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام کنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند، ممکن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

دختر در شب اول قبر، کنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است. 

پرسیدند چرا این طور شده‏ای؟ 

در پاسخ گفت: شب کنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است. 

تا این که پرسیدند: امام تو کیست؟ 

آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم» 

در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏کشید. 

من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می‏بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم. 

مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏کرد و آن شخصی که همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا کرد.

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٠ توسط اچ اس | پيام ها ()

حدود 5 ماه از شروع سال جدید می گذره... سالی که رهبری با یک اقدام به موقع توانست ذهن آحاد جامعه را به سوی حل یک مساله حیاتی و حاد در جامعه ما معطوف کنهمتفکر

مساله اینجا بود که کشور عزیزمون چند سالیه که با مشکلات اقتصادی به شدت دست و پنجه نرم می کنه و اوج این مشکلات رو اساتید اقتصادیمون امسال میدونن. بانک جهانی متوسط نرخ تورم رو برای امسال حدود 20 درصد پیش بینی کرده، از سوی دیگه تحریم ها کم کم اثرش رو روی قیمتهای تمام شده و صادرات نشون داده، طرح های ملی مون هم که به مشارکت طرف های خارجی نیازمند بوده به حالت نیمه تعطیل دراومده و و و گریهگریه

اما در این بین هرکسی از استاد دانشگاه بگیر تا قشر فرهیخته رانندگان تاکسی، راهکارهای عجیب و غریبی ارائه می کنن ولی پای عمل که به میون میاد هیچ کسی( شما بخونید کمتر کسی) به فکر درمان نیست. مثال ما هم مثل سرنشینان یک کشتیه که اگه کسی بخواد جای خودشو سوراخ کنه کل کشتی غرق میشه؛ حالا در نظر بگیرید که مثلا نصف ملت دارن جای خودشونو سوراخ میکننتعجب  بله تعجب نکنین کافیه یه سر بزنین سوپر محلتون تا ببینین حتی اقلام خوراکی که مشابهش به وفور تو مملکت خودمون تولید میشه هم مشابه خارجیش طرفدارای بیشتری داره!

الغرض اگه از سمت دولت هم به این مساله نگاه کنیم، مهمترین راهکار برای مقابله با این بحران، بهبود فضای کسب و کاره، حتی از نظر من تنها راه همینه. تا وقتی که شما برای کوچک ترین کارها( مثلا موتور خریدن برای مسافر کشی) نیاز به صد جور استعلام و خرج اضافی داشته باشی تا احداث یک واحد تولیدی که نیاز به صد جور پارتی و زیر میزی و دوندگی و پر از منطقه پارکینگ اختصاصی و توقف ننمایید و ... باشه، اگه از طرف امام زمان هم حکم داشته باشی( یاد مختار به خیر) کاری نمیشه از پیش برد...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠ توسط اچ اس | پيام ها ()

وعده دادم بر دلم ای دلربا

جشن میلاد تو باشم کربلا

خواستم آیم ببینم مرقدت،

پرچم سرخ به روی گنبدت

هر چه وعده بر دلم دادم نشد،

زخم دل را اشک من مرهم نشد

در خیالم مرغ دل پرواز کرد

یا حسین گفت و سفر آغاز کرد

 

دوستان حلالم کنید که ان شاالله این جمعه عازم کربلا هستم تا نیمه شعبان پابوس آقا برسیم

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ توسط اچ اس | پيام ها ()

اگر خدای نخواسته، جمهوری اسلامی نتواند جبران کند این مسائل اقتصادی را که اول مرتبه زندگی مردم است و مردم مایوس بشوند از جمهوری اسلامی و مایوس بشوند از این که اسلام هم برای آنهابتواند در این جا کاری انجام بدهد. اگر در این محیط یک انفجار حاصل بشود، دیگر نه من و نه شما و نه هیچ کس، نه روحانیت و نه اسلام، نمی تواند جلویش را بگیرد.......

این ثروتمندها بفهمند این مطلب را که اگر خدای نخواسته یک وقت یک انفجاری که نشود مهارش کرد، در یک ملتی پیدا بشود، همهاین بزرگ ها و همه این ثروتمندها و این ها تر و خشک با هم خواهند سوخت....

 

صحیفه امام، ج10، ص334 و 335

 

راستی آقایون مرفهین بی درد، اگر به فکر مردم نیستید لااقل فکر خودتون باشین!چشمک

نوشته شده در تاريخ جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠ توسط اچ اس | پيام ها ()

امروز همراه دیگر دوستان دانشگاه به پلنگ چال رفتیم. جاتون خیلی هم خالی نبود چون تقریبا جمعیت خوبی اومده بودند، البته اگه بخواهیم نسبت به جمعیت تهران مقایسه کنیم به نظر آمار خیلی ضعیفی میاد.

رسیدن به قله پلنگ چال از چند مسیره که شاید آماتوری ترین اونها از درکه است. برای کسانی که قصد صعود به این قله رو دارند پیشنهاد می کنم که از اتوبان مدرس-شمال به سمت ولنجک رفته و از آنجا به سمت دانشگاه شهید بهشتی بروند. تا میدان درکه مسیر خود را ادامه دهید و همان جا ماشین خود را پارک نمایید. تا ابتدای مسیر را می توانید سوال نمایید هرچند مسیر پیچیده ای نیست و قابل حدس زدن است.

یک کوهنورد حرفه ای می تواند صعود به سمت پناهگاه را طی 1:15 تا 1:30 برود که برای ارتفاع حدودا 2400 متری از سطح دریا کار مشکلی نیست.البته میزان شلوغی مسیر نیز یکی از پارامترهای مهم است، هرچند اکثر افراد تا نیمه مسیر بیشتر صعود نمی کنند!نیشخند

برای صعود به پلنگ چال در صورتی که برف نباریده باشد تنها یک کفش مناسب یا پوتین کافی است و موضوع رفتن به کوه را اصلا مشکل نبینید. مطمئن باشید صعود به این قله کار مشکلی نیست و در نظر داشته باشید یک کوهنورد آماتور می تواند طی 3 ساعت به پناهگاه برسد، در ضمن تمامی وسائل صبحانه در پناهگاه که پد هلی کوپتر امداد  نیز هست، موجود می باشد.

فضای فرهنگی مسیر البته چندان مناسب نیست و شاید کافه های متعدد مسیر یکی از عوامل اصلی بی بند و باری محیط آنجا باشد و بی علاقگی قشر فرهیخته و مذهبی به کوهنوردی در چنین مسیرهایی از دیگر ریشه های این معضل اجتماعی باشد. در مسیر به شعارهای موهن و خط خطی های متعدد برمی خوریم که خب صحبت درباره آن خیلی سیاسی می شودچشمک   باید در نظر داشته باشید که علی رغم این معضلات که کم وبیش در مسیر قله های دیگر تهران مشاهده می شود، فرصتی استثنایی برای گذراندن تعطیلات شما به رایگان در اختیارتان قرار داده شده است.

در نهایت اینکه کوهستان و کوهنوردی زمانی به شما اختصاص می دهد که به دور از دغدغه های زندگی شهری به دامن مادر طبیعت بازگردید و ضمن بالا بردن روحیه خود، کمی هم تفکر کنید.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩ توسط اچ اس | پيام ها ()

از دوری تو غمین و نالان هستیم

وز کرده خود کمی پشیمان هستیم

اصلیت ما را تو اگر می پرسی

از کوفه ولی مقیم ایران هستیم

هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم

این هفته فقط نیا عروسی داریم

از جور زمانه ما شکایت داریم

اندازه کوه و صخره حاجت داریم

ما مشکلمان گرانی و بیکاریست

آقا به نبودنت که عادت داریم

صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو

از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو

آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط

از آنچه که ما دوست نداریم نگو

 

السلام علیک یا صاحب الزمان

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢ مهر ۱۳۸٩ توسط اچ اس | پيام ها ()

مرا بسپار در یادت، به وقت بارش باران

نگاهت گر به آن بالاست

و در رقص دعا قلبت مثال بید می لرزد،

دعایم کن که من محتاج محتاجم

 

حاج منصور(عرشی) این روزا توی هیئت یه نکته ای رو همش تکرار میکنه، بر و بچه های هیئت خوب این قسمت از اول محرم پارسال رو به خاطر دارن: این دهه فرصت خوبی است کمی فکر کنیم* تا کجا یار و مددکار حسینیم هنوز

بعد خودش توضیح میداد که الکی فشار نیارین که گریه کنین بلکه یه قدری بیاین فکر کنین که تا کجا پای این مسائل هستین و ...

امروز که شب قدر دوم امسال محسوب میشه با خودم فکر می کنم واقعا اگه امشب در کنار دعاهای وارد شده قسمت اعظم وقتمونو برای فکر کردن اختصاص بدیم چه قدر خوبه! یک ساعت تفکر در شبی که از هزار ماه بهتره، هزار سال عبادت در هزار ماه عبادتتعجب

البته بگم باید بین تفکر مطلوب قرآن که باعث تحول میشه و اوهام وخیالات فرق بگذاریم ها، این که تفکر ما مطلوبه یا نه شاخصهایی داره مثلا باید ابتدا و انتها داشته باشه، یا مثلا سوال گرا پیش رفت و باقی چیزایی که خودتون بهتر میدونین

لبخندبه هر صورت لطفا من رو هم از دعاتون محروم نکنین  چشمک

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٩ توسط اچ اس | پيام ها ()

سلام مجدد به تمامی دوستان

حدود یک سال پیش بود که جمله ای با مضمون عنوان این پست را در وبلاگ استاد عزیزم فاضل نظری دیدم و صد البته از اینکه دیگر نمی نویسد ناراحت شدم.(البته الان اطلاع دقیقی ندارم که در وب می نویسد یا نه)

اما مسئله اصلی که مرا ناراحت می کرد ندانستن دلیل این امر بود! به هر حال وقتی در اوج باشی و یکدفعه پایین بیایی خیلی جذابه مخصوصا اینکه کارت هم حسابی گرفته باشه و بکشی پایین، مثلا برای هر پستت ۶٠ تا مثلا پیام بذارن(تو دنیای وبلاگ نویسی)

اما مسئله ی دیگه اینه که اگه کارت رو با نیت خیر شروع کردی نباید به راحتی کنار بذاری. فرمایشی از حضرت امیر داریم که می فرمایند چه بسا کار خیر کم اما مداوم از کار خیر بسیار اما بی دوام در نزد خدا محبوب تر است(نقل به مضمون)

این چند وقتی که در دنیای اینترنت کار می کردم اولش چون جذاب بود زیاد می نشستم پاش اما یه کم که کارم زیاد شد دیگه حوصله نداشتم! آقایی که شما باشی فرض کن از ساعت ٨ تا ۴-۵ بعدازظهر دانشگاه باشی بعد از اون هم سر کار و خسته و کوفته ساعت ١٠ شب بیای خونه، دیگه تنها جایی رو که دوست داری رختخوابه!

اما این همه واقعیت نبود چون توی آخر هفته ها و تعطیلات هم که آدم سرش خلوته باز هم حوصله کار مفید نداریم!!! خلاصه کنم با خودم قرار گذاشتم دوباره بیام تو وب، هر چند شاید نتونم خیلی وقت بذارم ولی مستمر همین ارتباط رو ادامه بدم.....

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩ توسط اچ اس | پيام ها ()
قالب وبلاگ